سنایی غزنوی (غزلیات)/فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (غزلیات) (فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب) از سنایی غزنوی |
' |
| فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب | فریاد از آن دو کافر غازی با نهیب | |
| این همبر دو ترکش دلگیر جان ستان | وان پیش دو شمامهی کافور یا دو سیب | |
| بردوش غایه کش او زهره میرود | چون کیقباد و قیصر پانصدش در رکیب | |
| یوسف نبود هرگز چون او به نیکویی | چون سامری هزارش چاکر گه فریب | |
| آسیب عاشقی و غم عشق و گمرهی | تا روی او بدید پس آن طرفهها و زیب | |
| غمخانه برگزید و ره عشق و گمرهی | هر روز می برآرد نوعی دگر ز جیب | |
| بسترد و گفت چون که سنایی همه ز جهل | بنبشت در هوای غم عشق صد کتیب |