انوری (غزلیات)/رایت حسن تو از مه برگذشت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (رایت حسن تو از مه برگذشت) از انوری |
' |
| رایت حسن تو از مه برگذشت | با من این جور تو از حد درگذشت | |
| آتش هجر توام خوش خوش بسوخت | آب اندوه توام از سر گذشت | |
| نگذرد بر هیچ کس از عاشقان | آنچ دوش از عشق بر چاکر گذشت | |
| گریهی من شور در عالم فکند | نالهی من از فلک برتر گذشت | |
| دوش باز آمد خیالت پیش من | حال من چون دید از من درگذشت | |
| دیدهام در پای او گوهر فشاند | تا چو میبگذشت بر گوهر گذشت | |
| درگذشت اشک من از یاقوت سرخ | گرچه در زردی رخم از زر گذشت | |
| پایهی حسنت به هر شهری رسید | لشکر عشقت به هر کشور گذشت |