اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ز گل سوری دهنت غنچه نمایی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (ای ز گل سوری دهنت غنچه نمایی) از اوحدی مراغهای |
' |
| ای ز گل سوری دهنت غنچه نمایی | وی بر سمن از سنبل تر غالیه سایی | |
| میدان که: سر ما و نشان قدم تست | در کوی تو هر جا که سری بینی و پایی | |
| دوش این دل من خانهی عشق تو همی کند | و امروز دگر باره بنا کرد سرایی | |
| بیواسطه روزی هوس دیدن ما کن | کندر دل ما جز هوست نیست هوایی | |
| یک روز به زلف تو در آویزم و رفتم | شک نیست که باشد سر این رشته به جایی | |
| دی منکر ما را هوس پرده دری بود | پنداشت که بتوان زدن این پرده به تایی | |
| آن کس که درین واقعه عذرم نپذیرد | بر سینه نخوردست مگر تیر بلایی | |
| من گردن تسلیم به شمشیر سپردم | از دوست کجا روی بپیچم به قفایی؟ | |
| زان تخم وفا بهره چه معنی که ندیدیم | نیکی و بدی را چو پدیدست جزایی | |
| برگشتنت، ای اوحدی، از یار خطا بود | دل بر نتوان داشت ز ترکی به خطایی |