اوحدی مراغهای (غزلیات)/از تو میسر نشد کنار گرفتن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (از تو میسر نشد کنار گرفتن) از اوحدی مراغهای |
' |
| از تو میسر نشد کنار گرفتن | پیش تو داند دلم قرار گرفتن | |
| کعبهی من کوی تست و حج دل من | حلقهی آن زلف تابدار گرفتن | |
| گر ز دل من به گرد غصه برآری | از تو نخواهد دلم غبار گرفتن | |
| عشق ترا نیک میشمردم و بد شد | جهل بود کار عشق خوار گرفتن | |
| دست نگارین مبر به تیغ، که ما خود | دست بشستیم ازین نگار گرفتن | |
| حاصلت از یار چون بجز غم دل نیست | توبه کن، ای اوحدی، ز یار گرفتن | |
| رو به کناری بساز، چون نتوانی | کام دل خویش در کنار گرفتن |