عطار (عذر آوردن مرغان)/میندانم هیچکس در کون یافت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (میندانم هیچکس در کون یافت) از عطار |
' |
| میندانم هیچکس در کون یافت | دولتی کان سحرهی فرعون یافت | |
| آن چه دولت بود کایشان یافتند | آن زمان کان قوم ایمان یافتند | |
| جان جداکردند ازیشان آن نفس | هرگز این دولت نبیند هیچ کس | |
| یک قدم در دین نهادند آن زمان | پس دگر بیرون نهادند از جهان | |
| کس ازین آمد شدی بهتر ندید | هیچ شاخی زین نکوتر بر ندید | |
| دیگری گفتش که ای صاحب نظر | هست همت را درین معنی خبر | |
| گرچه هستم من به صورت بس ضعیف | در حقیقت همتی دارم شریف | |
| گر ز طاعت نیست بسیاری مرا | هست عالی همتی باری مرا | |
| گفت مغناطیس عشاق الست | همت عالیست کشف و هرچ هست | |
| هر که را شد همت عالی پدید | هر چه جست، آن چیز حالی شد پدید | |
| هرک را یک ذره همت داد دست | کرد او خورشید را زان ذره پست | |
| نطفهی ملک جهانها همت است | پر و بال مرغ جانها همت است |