عطار (عذر آوردن مرغان)/پیش تابوت پدر میشد پسر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (پیش تابوت پدر میشد پسر) از عطار |
' |
| پیش تابوت پدر میشد پسر | اشک میبارید و میگفت ای پدر | |
| این چنین روزی که جانم کرد ریش | هرگزم نامد به عمر خویش پیش | |
| صوفیی گفت آنک او بودت پدر | هرگزش این روز هم نامد به سر | |
| نیست کاری کان پسر را اوفتاد | کار بس مشکل پدر را اوفتاد | |
| ای به دنیا بی سر و پای آمده | خاک بر سر باد پیمای آمده | |
| گر به صدر مملکت خواهی نشست | هم نخواهی رفت جز بادی بدست |