حافظ (غزلیات)/دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن) از حافظ |
' |
| دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن | در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن | |
| از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن | از دوستان جانی مشکل توان بریدن | |
| خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ | وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن | |
| گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن | گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن | |
| بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار | کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن | |
| فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل | چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن | |
| گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی | یا رب به یادش آور درویش پروریدن |