حافظ (غزلیات)/ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم) از حافظ |
' |
| ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم | جامهی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم | |
| عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است | کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم | |
| رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم | سِرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم | |
| شاه اگر جرعهی رندان نه به حرمت نوشد | التفاتش به می صاف مروق نکنیم | |
| خوش بِرانیم جهان در نظر راهرُوان | فکر اسبِ سیه و زین مُغَرَّق نکنیم | |
| آسمان کشتی ارباب هنر میشکند | تکیه آن به که بر این بحرِ معلق نکنیم | |
| گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید | گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم | |
| حافظ! ار خصم خطا گفت نگیریم بر او | ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم |