حافظ (غزلیات)/دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور) از حافظ |
' |
| دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور | گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور | |
| ای گلبشکر آن که تویی پادشاه حسن | با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور | |
| از دست غیبت تو شکایت نمیکنم | تا نیست غیبتی نبود لذت حضور | |
| گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد | ما را غم نگار بود مایه سرور | |
| زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار | ما را شرابخانه قصور است و یار حور | |
| می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی | گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور | |
| حافظ شکایت از غم هجران چه میکنی | در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور |