سعدی (غزلیات)/رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما) از سعدی |
' |
| رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما | فرمای خدمتی که برآید ز دست ما | |
| برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک | هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما | |
| با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی | ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما | |
| جرمی نکردهام که عقوبت کند ولیک | مردم به شرع مینکشد ترک مست ما | |
| شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد | باشد که توبهای بکند بت پرست ما | |
| سعدی نگفتمت که به سرو بلند او | مشکل توان رسید به بالای پست ما |