دیوان شمس/هر که را ذوق دین پدید آید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هر که را ذوق دین پدید آید) از مولوی |
' |
| هر که را ذوق دین پدید آید | شهد دنیاش کی لذیذ آید | |
| آن چنان عقل را چه خواهی کرد | که نگوسار یک نبیذ آید | |
| عقل بفروش و جمله حیرت خر | که تو را سود از این خرید آید | |
| نه از آن حالتیست ای عاقل | که در او عقل کس بدید آید | |
| نشود باز این چنین قفلی | گر همه عقلها کلید آید | |
| گر درآیند ذره ذره به بانگ | آن همه بانگ ناشنید آید | |
| چه شود بیش و کم از این دریا | بنده گر پاک وگر پلید آید | |
| هر که رو آورد بدین دریا | گر یزیدست بایزید آید |