دیوان شمس/دیدهها شب فراز باید کرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (دیدهها شب فراز باید کرد) از مولوی |
' |
| دیدهها شب فراز باید کرد | روز شد دیده باز باید کرد | |
| ترک ما هر طرف که مرکب راند | آن طرف ترک تاز باید کرد | |
| مطبخ جان به سوی بیسوییست | پوز آن سو دراز باید کرد | |
| چون چنین کان زر پدید آمد | خویش را جمله گاز باید کرد | |
| جامه عمر را ز آب حیات | چون خضر خوش طراز باید کرد | |
| چون غیورست آن نبات حیات | زین شکر احتراز باید کرد | |
| چون چنین نازنین به خانه ماست | وقت نازست ناز باید کرد | |
| با گل و خار ساختن مردیست | مرد را ساز ساز باید کرد | |
| قبله روی او چو پیدا شد | کعبهها را نماز باید کرد | |
| سجدههایی که آن سری باشد | پیش آن سرفراز باید کرد | |
| پیش آن عشق عاقبت محمود | خویشتن را ایاز باید کرد | |
| چون حقیقت نهفته در خمشیست | ترک گفت مجاز باید کرد |