دیوان شمس/لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد) از مولوی |
' |
| لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد | ما را چه جرم اگر کرمش با شما نکرد | |
| تشنیع میزنی که جفا کرد آن نگار | خوبی که دید در دو جهان کو جفا نکرد | |
| عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد | حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد | |
| بنمای خانهای که از او نیست پرچراغ | بنمای صفهای که رخش پرصفا نکرد | |
| این چشم و آن چراغ دو نورند هر یکی | چون آن به هم رسید کسیشان جدا نکرد | |
| چون روح در نظاره فنا گشت این بگفت | نظاره جمال خدا جز خدا نکرد | |
| هر یک از این مثال بیانست و مغلطه است | حق جز ز رشک نام رخش والضحی نکرد | |
| خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین | بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد |