خاقانی (قطعات)/پسر داشتم چون بلند آفتابی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قطعات) (پسر داشتم چون بلند آفتابی) از خاقانی |
' |
| پسر داشتم چون بلند آفتابی | ز ناگه به تاری مغاکش سپردم | |
| به درد پسر مادرش چون فروشد | به خاک آن تن دردناکش سپردم | |
| یکی بکر چون دختر نعش بودم | به روشندلی چون سماکش سپردم | |
| چو دختر سپردم به داماد گفتم | که گنج زر است این به خاکش سپردم | |
| بماندم من و ماند عبد المجیدی | ودیعت به یزدان پاکش سپردم | |
| اگر کس نباشد پناهش به شروان | پناهش بس است آن خداکش سپردم |