خاقانی (قطعات)/دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قطعات) (دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم) از خاقانی |
' |
| دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم | امروز جفت نعمت بسیار میروم | |
| دیدم دو بحر، بحر ایادی و بحر آب | من زین دو بحر شاکر آثار میروم | |
| لب تشنه آمدم به لب بحر شور لیک | سیراب بحر عذب صدفدار میروم | |
| گر خشکسال بخل جهان را گرفت، من | غرق سحاب جود گهر بار میروم | |
| یعنی ز صبح صادق انعام شمس دین | از شرم سرخ روی و شفقوار میروم | |
| در گوش گاو خفتهام از امن کز عطاش | با گنج گاو و دولت بیدار میروم | |
| کاس کرم دهد به من و من ز خرمی | سرمست کاس از دل هشیار میروم | |
| کس مرغ را که داشت به پروار ندهد آب | من مرغوار ز آب به پروار میروم | |
| نزد رئس چون الف کوفی آمدم | چون دال سرفکنده خجل سار میروم | |
| بر عین غین گشته ز خجلت ز عین مال | چون حرف غین بین که گرانبار میروم | |
| از پیش این رئیس نکوکار پاک زاد | افکنده سر، چو خائن بدکار میروم |