خاقانی (قطعات)/خاقانیا جوانی و امن و کفاف هست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قطعات) (خاقانیا جوانی و امن و کفاف هست) از خاقانی |
' |
| خاقانیا جوانی و امن و کفاف هست | بالای این سه چیز در افزای کس نیافت | |
| چون هر سه داری از همه کس شکر بیش کن | کاین هر سه کیمیاست به یک جای کس نیافت | |
| به ماه چارده میماند آن بت | که اکنون چارده سالش رسیده است | |
| مه نو کرد ماه چارده را | به رنجی کز پی نه ماه دیده است | |
| خطی مجهول دیدم در مدینه | بدانستم که آن خط آشنا نیست | |
| بر آن خط اولین سطری نبشته | که جوزا نزد خورشید سما نیست | |
| به جان پادشا سوگند خوردم | که نزد پادشاه جز پادشا نیست | |
| چو خاقانی نداند کاین چه سر است | جواب این سخن گفتن روا نیست |