فخرالدین عراقی (فصل پنجم)/مطربا، نغمهی حزین بر دار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فخرالدین عراقی (فصل پنجم) (مطربا، نغمهی حزین بر دار) از فخرالدین عراقی |
' |
| مطربا، نغمهی حزین بر دار | یک زمانم دماغ جان تر دار | |
| از نه آهنگ خردهی عشاق | نغمهای گو، ز پردهی عشاق | |
| مردم از هجر دوست، یک دمهای | دل من زنده کن به زمزمهای | |
| تا من اندر سماع عشق آیم | مجلس عاشقان بیارایم | |
| نفسی بگذرم ازین پس و پیش | ساعتی بنگرم به هستی خویش | |
| چون که پی گم کنم ازین هستی | راه یابم به عالم مستی | |
| همچو مستان سماع برگیرم | نعرهی شوق دوست درگیرم | |
| ساعتی همچو آرزومندان | ز اشتیاق حبیب در میدان | |
| مرغ بسمل صفت، زنم پر و بال | وآیم از روزگار حال به قال | |
| شرح عشق محب و حسن حبیب | بدهم یک به یک علیالترتیب: | |
| روز اول، چو جوهر انسان | مایل عشق بود و خالی از آن | |
| واهب اصل آلتی بخشید | که بدو نیک را ز بد بگزید | |
| در زمانه بدید تو بر تو | حسن با قبح و زشت با نیکو | |
| گشت ناظر به صورت هر دو | ز صفا و کدورت هر دو | |
| چون شد اندر دلش صفا غالب | نشد او جز جمال را طالب | |
| روی زیبا ز روی بد بگزید | بد نخواهد کسی، چو نیکو دید | |
| هر کجا حسن دلربایی دید | چشم جانش همی درو نگرید | |
| هر دمش کسوتی لطیف نمود | هر زمانش ارادتی افزود | |
| هر که عاشق به دیدهی جان شد | گلخنی وار پیش سلطان شد: |