دیوان شمس/هست مستی که مرا جانب میخانه برد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هست مستی که مرا جانب میخانه برد) از مولوی |
' |
| هست مستی که مرا جانب میخانه برد | جانب ساقی گلچهره دردانه برد | |
| هست مستی که کشد گوش مرا یارانه | از چنین صف نعالم سوی پیشانه برد | |
| نعل آنست که بوسه گه او خاک بود | لعل آنست که سوی می و پیمانه برد | |
| جان سپاریم بدان باده جان دست نهیم | پیشتر زانک خردمان سوی افسانه برد | |
| شاخ شاخست دل از رنگ سر زلف خوشش | تا چرا بند چنان موسی سر شانه برد |