دیوان شمس/روی تو به رنگریز کان ماند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (روی تو به رنگریز کان ماند) از مولوی |
' |
| روی تو به رنگریز کان ماند | زلف تو به نقش بند جان ماند | |
| گر سایه برگ گل فتد بر تو | بر عارض نازکت نشان ماند | |
| روزی گذرد ز هجر تو سالی | مسکین عاشق چنان جوان ماند | |
| دلتنگ نیم اگر چه دل تنگم | کخر دل من بدان دهان ماند | |
| در چشم من آی تا تو هم بینی | یک تن که به صد هزار جان ماند |