دیوان شمس/امشب از چشم و مغز خواب گریخت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (امشب از چشم و مغز خواب گریخت) از مولوی |
' |
| امشب از چشم و مغز خواب گریخت | دید دل را چنین خراب گریخت | |
| خواب دل را خراب دید و یباب | بی نمک بود از این کباب گریخت | |
| خواب مسکین به زیر پنجه عشق | زخمها خورد وز اضطراب گریخت | |
| عشق همچون نهنگ لب بگشاد | خواب چون ماهی اندر آب گریخت | |
| خواب چون دید خصم بیزنهار | مول مولی بزد شتاب گریخت | |
| ماه ما شب برآمد و این خواب | همچو سایه ز آفتاب گریخت | |
| خواب چون دید دولت بیدار | همچو گنجشک از عقاب گریخت | |
| شکرلله همای بازآمد | چونک باز آمد این غراب گریخت | |
| عشق از خواب یک سالی کرد | چون فروماند از جواب گریخت | |
| خواب میبست شش جهت را در | چون خدا کرد فتح باب گریخت | |
| شمس تبریز از خیالت خواب | چون خطاییست کز صواب گریخت |