دیوان شمس/شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (شاه گشادست رو دیده شه بین که راست) از مولوی |
' |
| شاه گشادست رو دیده شه بین که راست | باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست | |
| شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد | بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست | |
| پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد | در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست | |
| ساغرها میشمرد وی بشده از شمار | گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست | |
| از اثر روی شه هر نفسی شاهدی | سر کشد از لامکان گوید کابین که راست | |
| ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق | سینه صیاد کو دیده شاهین که راست | |
| هین که براقان عشق در چمنش میچرند | تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست | |
| سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل | چهره زر لایق آن بر سیمین که راست | |
| خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان | در دو جهان همچو او شاه خوش آیین که راست |