دیوان شمس/ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست) از مولوی |
' |
| ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست | وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست | |
| در پرده حجاز بگو خوش ترانهای | من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست | |
| از پرده عراق به عشاق تحفه بر | چون راست و بوسلیک خوشالحانم آرزوست | |
| آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت | کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست | |
| در خواب کردهای ز رهاوی مرا کنون | بیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست | |
| این علم موسیقی بر من چو شهادتست | چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست | |
| ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن | ای عشق نکتههای پریشانم آرزوست | |
| ای باد خوش که از چمن عشق میرسی | بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست | |
| در نور یار صورت خوبان همینمود | دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست |