اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه عشقست این که در دل شد؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (چه عشقست این که در دل شد؟) از اوحدی مراغهای |
' |
| چه عشقست این که در دل شد؟ | کزو پایم درین گل شد | |
| به بند او در افتادم | کشیدم بند و مشکل شد | |
| چه شربت بود عشق او؟ | که جان را زهر قاتل شد | |
| قیامت بیند آن دستی | کز آن قامت حمایل شد | |
| چو با آیینهی خاطر | جمال او مقابل شد | |
| هر آن نقشی که بر دل بد | نهفته گشت و باطل شد | |
| ازو من سایهای بودم | به نور آن سایه زایل شد | |
| مریدی را مرادی بد | ازان دلدار حاصل شد | |
| ریاضت اوحدی میبرد | که این درویش واصل شد |