اوحدی مراغهای (غزلیات)/جز نقش تو در خیال نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (جز نقش تو در خیال نیست) از اوحدی مراغهای |
' |
| جز نقش تو در خیال نیست | جز با غمت اتصال ما نیست | |
| شد روز من از غمت چو سالی | لیکن چه کنم؟ چو سال ما نیست | |
| از زلف تو حلقهای ندیدیم | کو در پی گوشمال ما نیست | |
| از روی تو کام دل چه جوییم؟ | گوش تو چو بر سال ما نیست | |
| بار چو تو دلبری کشیدن | در قوت احتمال ما نیست | |
| از خیل کهای؟ که بر رخ تو | زلفت همه هست و خال ما نیست | |
| حال دل ما ز خویشتن پرس | زیرا که کسی به حال ما نیست | |
| دل مرغ هوای تست، لیکن | راه هوست به بال ما نیست | |
| گر سود کنم مرنج، کخر | نقصان تو در کمال ما نیست | |
| پیش رخ اوحدی چه نالی؟ | کورا سر قیل و قال، نیست |