هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/روزگار از رخ تو شمعی ساخت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (روزگار از رخ تو شمعی ساخت) از اوحدی مراغهای |
' |
| روزگار از رخ تو شمعی ساخت | آتشی در نهاد ما انداخت | |
| ما طلبگار عافیت بودیم | در کمین بود عشق، بیرون تاخت | |
| سوختم در فراق و نیست کسی | که مرا چارهای تواند ساخت | |
| مگر او رحمتی کند، ورنه | هر کرا او بزد، کسی ننواخت | |
| عاشقانش چرا کشند به دوش؟ | سر، که در پای دوست باید باخت | |
| اوحدی آن چنان درو پیوست | که نخواهد به خویشتن پرداخت | |
| سخن او نمیتوان گفتن | دم نزد هر که این سخن بشناخت |