اوحدی مراغهای (غزلیات)/بگذاشتهام، تا چه کند نرگس مستت؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (بگذاشتهام، تا چه کند نرگس مستت؟) از اوحدی مراغهای |
' |
| بگذاشتهام، تا چه کند نرگس مستت؟ | با یار پسندیده که پیمان نواستت | |
| رای دو دلی کردن و آهنگ جدایی | گفتی که: ندارم من و میبینم و هستت | |
| پیوند تو افزون شو و بسیار بگفتند: | عهدش بشکن زود، که پیمان بشکستت | |
| تا جان ندهم جای جراحت ننماید | تیری که کنون بر دلم افتاد ز دستت | |
| از دست برفتم من و بر دست نه ای تو | دیگر چه کنم، گر ندرم جامه ز دستت؟ | |
| بییاد تو هرگز ننشینیم بر کس | هر چند بر خویش ندیدیم نشستت | |
| بس دام که در راه تو آهو بره کردند | در دام نرفتی و کس از دام نرستت | |
| گر بر سر ما تیغ زنی روی نپیچیم | آن سست وفا بود که از دام بجستت | |
| ای اوحدی، از عشق ندیدم که گشودی | تا سحر که بود این که چنین دیده ببستت؟ |