ناصر خسرو (قصاید)/نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | ناصر خسرو (قصاید) (نگه کن زده صف دو انبوه لشکر) از ناصر خسرو |
' |
| نگه کن زده صف دو انبوه لشکر | یکی را یکی ایستاده برابر | |
| نه آن جای این را نه این جای آن را | بگردند هردو به هردو صف اندر | |
| به دو سوی صف دو برادر مبارز | ابا هر یکی پنج فرزند در خور | |
| رسولی شغب کو میان دو صفشان | دوان زین برادر سوی آن برادر | |
| رسولی که پیغام او از پس او | همی ماند اندر میان دو لشکر | |
| کنند آتشی هر دو لشکر ولیکن | همه روی بر روی بنهند یکسر |