دیوان شمس/چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست) از مولوی |
' |
| چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست | گر چه با من مینشینی چون چنینی سود نیست | |
| چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود | در میان جو درآیی آب بینی سود نیست | |
| چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست | چون نباشد نان و نعمت صحن و سینی سود نیست | |
| گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان | چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست | |
| تا ز آتش میگریزی ترش و خامی چون پنیر | گر هزاران یار و دلبر میگزینی سود نیست |