دیوان شمس/ز بعد وقت نومیدی امیدیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ز بعد وقت نومیدی امیدیست) از مولوی |
' |
| ز بعد وقت نومیدی امیدیست | به زیر کوری اندر سینه دیدیست | |
| نبینی نور چون دانی تو کوری | سیه نادیده کی داند سپیدیست | |
| قرین صد هزاران نقش و معنی | نهان تصریف سلطان وحیدیست | |
| که جنباننده این نقش و معنیست | چو بادی رقصهای شاخ بیدیست | |
| مشو نومید از دشنام دلدار | که بعد رنج روزه روز عیدیست | |
| که یبقی الحب ما بقی العتاب | که هر نقصی کشاننده مزیدیست | |
| رها کن گفت به از گفت یابی | یقین هر حادثی را خود ندیدیست |