سنایی غزنوی (قصاید و قطعات)/گنده پیریست تیره روی جهان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (قصاید و قطعات) (گنده پیریست تیره روی جهان) از سنایی غزنوی |
' |
| گنده پیریست تیره روی جهان | خرد ما بدو نظر کردست | |
| به سپیدی رخانش غره مشو | کان سیاهی سپید برکردست | |
| قدر مردم سفر پدید آرد | خانهی خویش مرد را بندست | |
| چون به سنگ اندرون بود گوهر | کس نداند که قیمتش چندست | |
| عرش مقاما زر کن کعبهی جاهت | دست وزارت در آن بلند مقامست | |
| کز شرف او به روز بار نداند | شاه فلک اوج خویش را که کدامست | |
| آن تو کوری نه جهان تاریکست | آن تو کری نه سخن باریکست | |
| گر سر این سخنت نیست برو | روی دیوار و سرت نزدیکست |