خاقانی (غزلیات)/فروغ جمالت نظر برنتابد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (فروغ جمالت نظر برنتابد) از خاقانی |
' |
| فروغ جمالت نظر برنتابد | صفات خیالت خبر برنتابد | |
| به کوی تو از زحمت عاشقانت | نسیم سحرگه گذر برنتابد | |
| به بازار تو مشتری بیبصر به | که جانان خریدن بصر برنتابد | |
| بلایی که از عشقت آمد برویم | قضا برنگیرد قدر برنتابد | |
| به هر زشتی از عشق تو برنگردم | که از عشق خوبان حذر برنتابد | |
| برآنی که خونم بریزی و سهل است | چه عاشق بود کاینقدر برنتابد | |
| مکن هیچ تقصیر در کشتن من | که کار عزیزان خطر برنتابد | |
| به بوسه لبت را کند رنجه نینی | که درد سر او نظر برنتابد | |
| به کامت ز تنگی سخن در نگنجد | میان تو جان را کمر برنتابد | |
| به جان و سر تو که خاقانی از تو | به جان گر کنی حکم سر برنتابد | |
| سگ توست خاقانی اینک به داغت | چنان دان که داغ دگر برنتابد |