خاقانی (غزلیات)/روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند) از خاقانی |
' |
| روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند | زلف تو چون روزگار پردهدری میکند | |
| والله اگر سامری کرد به عمری از آنک | چشم تو از سحرها ماحضری میکند | |
| مفلسی من تو را از بر من میبرد | سرکشی تو مرا از تو بری میکند | |
| گر بکشم که گهی زلف دراز تو را | طرهی طرار تو طیرهگری میکند | |
| راضیم از عشق تو گر به دلی راضی است | لیک بدان نیست او جمله بری میکند | |
| عقل نه همتای توست کز تو زند لاف عشق | مینشناسد حریف خیره سری میکند | |
| عشوهگری میکند لعل تو و طرفه آنک | عقل چو خاقانیی عشوه خری میکند |