خاقانی (غزلیات)/ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم) از خاقانی |
' |
| ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم | ز پاکبازی نقش فنا فرو خواندیم | |
| به نعش عالم جیفه نماز برکردیم | به فرق گنبد فرتوت خاک بفشاندیم | |
| همه حدیث شما تیغ بود و گردن ما | نه گردنیم که از حکم سربرافشاندیم | |
| چراغوار به کشتن نشسته بر سر نطع | به باد سرد چراغ زمانه بنشاندیم | |
| به یک دو شب به سه چار اهل پنج شش ساعت | به هفت هشت حیل نه ده آرزو راندیم | |
| به بیست سی غم و چل پنجهاند هان چون صید | به شصت واقعه هفتاد روز درماندیم | |
| ز بس که تیغ زبان موی کرد خاقانی | تن چو موی به مویه ز تیغ برهاندیم |