خاقانی (غزلیات)/ای لعل تو پردهدار پروین
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ای لعل تو پردهدار پروین) از خاقانی |
' |
| ای لعل تو پردهدار پروین | وای زلف تو سایبان نسرین | |
| چشم تو ز نیم زهر غمزه | خون کرد هزار جان شیرین | |
| صد عیسی دردمند را بیش | در سایهی زلف کرده بالین | |
| از چشم بد ایمنی که دارد | دندان و لب تو شکل یاسین | |
| آهستهتر ای سوار چالاک | بر دیدهی ما متاز چندین | |
| حقی که نه از وفاست بگذار | راهی که نه از صفاست مگزین | |
| آن کز تف عشق توست در تب | جویان ز لب تو مهر تسکین | |
| هر ذره که بر تو میفشاند | لطفی بکن ای نگار برچین | |
| خاقانی را از آن خود دان | نیک و بد او از آن خود بین |