خاقانی (غزلیات)/ماه نو و صبح بین پیاله و باده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ماه نو و صبح بین پیاله و باده) از خاقانی |
' |
| ماه نو و صبح بین پیاله و باده | عکس شباهنگ بر پیاله فتاده | |
| روز به شب کردهای به تیرگی حال | شب به سحر کن به روشنایی باده | |
| از پی آن تا حصار غم بگشایی | جام سوار آمدو قنینه پیاده | |
| جعد نشان بر جبین ساده و بنشین | زخمه برآور که نیک جعدی و ساده | |
| تشنهی عیشی جز از مغان مستان آب | کاب مغان است داد عیش تو داده | |
| بیش ز بازار می مخر که به بازار | هیچ میی نیست آب برننهاده | |
| زر به بهای می جوینه مکن گم | آتش بسته مده به آب گشاده | |
| می که دهی صاف ده چو آتش موسی | زو دم خاقانی آب خضر به زاده |