خاقانی (غزلیات)/گر بر در وصالت امید بار بودی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (گر بر در وصالت امید بار بودی) از خاقانی |
' |
| گر بر در وصالت امید بار بودی | بس دیده کز جمالت امیدوار بودی | |
| این فتنهها نرفتی از روزگار بر ما | گرنه جمال رویت در روزگار بودی | |
| ما را غم فراقت بحری است بیکرانه | ای کاش با چنین غم دل در کنار بودی | |
| یارب چه رونق استی بازار ساحری را | گر چون دو چشمت او را یک کیسهدار بودی | |
| گر بر فلک رسیدی از روی تو خیالی | در چشم هر ستاره صد لالهزار بودی | |
| رفتی چو آن گل ما از بهر صید گلشن | گل را به چشم بلبل کی اعتبار بودی | |
| خاقانی ار نبودی مداح خوبی تو | خاقان اکبر او را کی خواستار بودی |