عطار (غزلیات)/هر دمم در امتحان چندی کشی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (هر دمم در امتحان چندی کشی) از عطار |
' |
| هر دمم در امتحان چندی کشی | دامنم در خون جان چندی کشی | |
| مهربان خویشتن گفتم تو را | کینهی آن هر زمان چندی کشی | |
| همچو خاکم بر زمین افتاده خوار | سر ز من بر آسمان چندی کشی | |
| چون جهان سر بر خطت دارد مدام | چون قلم خط بر جهان چندی کشی | |
| در غمت چون با کناری رفتهام | تو به زورم در میان چندی کشی | |
| بر تو دارم چشم از روی جهان | بر من از مژگان سنان چندی کشی | |
| همچو شمعی سر نهادم در میان | بر سرم تیغ از میان چندی کشی | |
| پیشکش میسازمت گلگون اشک | رخش کبرت را عنان چندی کشی | |
| چون سپر بفکندم و بگریختم | تو به کین من کمان چندی کشی | |
| کینت از صد مهر خوشتر آیدم | کین ز چون من مهربان چندی کشی | |
| بر سرم آمد لاشهی صبرم ز عجز | تنگ اسب امتحان چندی کشی | |
| بس سبک دل گشتی از عشق ای فرید | جان بده بار گران چندی کشی |