عطار (غزلیات)/ای لبت حقهی گهر بسته
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (ای لبت حقهی گهر بسته) از عطار |
' |
| ای لبت حقهی گهر بسته | دهنت شور در شکر بسته | |
| طوطیان خط تو پیش شکر | بال بگشاده و کمر بسته | |
| خطت از پستهی تو بر رستهی است | هست بر رستهی تو بر بسته | |
| زان خط سبز بر رخ زردم | خون دل جمله چون جگر بسته | |
| عاشق از جان به صد هزاران دل | در تو هر دم دلی دگر بسته | |
| هر که از تو کشیده مویی سر | دستش از موی باز بر بسته | |
| به شکرخنده بر دهان بگشا | که گره کس ندید بر بسته | |
| تا به کی همچو حلقه بر در تو | سر زنم دایم و تو در بسته | |
| نظری کن دلم مسوز که هست | کار جانم در آن نظر بسته | |
| کمترم سوز اگر نه فاش کنم | مکر تو چند مکر سربسته | |
| چشم عطار سیل بگشاده | دل ز هجر تو در خطر بسته |