عطار (غزلیات)/تا عشق تو سوخت همچو عودم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۱۷ توسط Rostamfarokhzad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (غزلیات) (تا عشق تو سوخت همچو عودم)
از عطار
'


تا عشق تو سوخت همچو عودم یک ذره نماند از وجودم
تا بگذشتی چو باد بر من بر خاک فتاده در سجودم
یک لحظه ز تو نمی‌شکیبم خود را صد ره بیازمودم
عشقت چو نشست در دلم ساخت برخاست ز ره زیان و سودم
از جوهر عشق هر دو عالم یک ذره ز خویش می‌نمودم
چون نیک به خود نگاه کردم من خود به میانه در نبودم
چون من به خودی نبود گشتم آیینه کاینات بودم
گه پرده‌ی آسمان گشادم گه چهره‌ی آفتاب سودم
از بس که بسوختم درین تاب عطار نیم ولیک عودم