عطار (غزلیات)/عشق را گوهر ز کانی دیگر است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (عشق را گوهر ز کانی دیگر است) از عطار |
' |
| عشق را گوهر ز کانی دیگر است | مرغ عشق از آشیانی دیگر است | |
| هرکه با جان عشق بازد این خطاست | عشق بازیدن ز جانی دیگر است | |
| عاشقی بس خوش جهانی است ای پسر | وان جهان را آسمانی دیگر است | |
| کی کند عاشق نگاهی در جهان | زانکه عاشق را جهانی دیگر است | |
| در نیابد کس زبان عاشقان | زانکه عاشق را زبانی دیگر است | |
| کس نداند مرد عاشق را ولیک | هر گروهی را گمانی دیگر است | |
| نیست عاشق را به یک موضع قرار | هر زمانی در مکانی دیگر است | |
| نی خطا گفتم برون است از مکان | لامکان او را نشانی دیگر است | |
| گرچه عاشق خود در اینجا در میان است | جای دیگر در میانی دیگر است | |
| جوهر عطار در سودای عشق | گویی از بحری و کانی دیگر است |