عطار (غزلیات)/قبلهی ذرات عالم روی توست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (قبلهی ذرات عالم روی توست) از عطار |
' |
| قبلهی ذرات عالم روی توست | کعبهی اولاد آدم کوی توست | |
| میل خلق هر دو عالم تا ابد | گر شناسند و اگر نی سوی توست | |
| چون به جز تو دوست نتوان داشتن | دوستی دیگران بر بوی توست | |
| هر پریشانی که در هر دو جهان | هست و خواهد بود از یک موی توست | |
| هر کجا در هر دو عالم فتنهای است | ترکتاز طرهی هندوی توست | |
| پهلوانان درت بس بیدلند | دل ندارد هر که در پهلوی توست | |
| نیست پنهان آنکه از من دل ربود | هست همچون آفتاب آن روی توست | |
| عقل چون طفل ره عشق تو بود | شیرخوار از لعل پر للی توست | |
| تیربارانی که چشمت میکند | بر دلم پیوسته از ابروی توست | |
| گفتم ابرویت اگر طاقم فکند | این گناه نرگس جادوی توست | |
| گفتم ای عاقل برو چون تیر راست | کین کمان هرگز نه بر بازوی توست | |
| این همه عطار دور از روی تو | درد از آن دارد که بی داروی توست |