وحشی بافقی (غزلیات)/مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای) از وحشی بافقی |
' |
| مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای | شوره زار شور بختان را گلستان کردهای | |
| تو کجا وین دل که در هر گوشهای جغد غمیست | گنج را مانی که جا در کنج ویران کرده ای | |
| کارها موقوف توفیق است ،مشکل این شدست | ورنه تو ای کعبه بر ما کار آسان کردهای | |
| منت کحل الجواهر میکشد چشمم زیاد | گر نمک آرد از آن راهی که جولان کردهای | |
| بوی جان میآید از تو خیر مقدم ای صبا | غالبا طوقی به گرد کوی جانان کرده ای | |
| ای صبا پیراهن یوسف مگر همراه تست | از کدامین باغ این گل در گریبان کردهای | |
| مرحبا ای ترک صید انداز وحشی در کمند | جذب شوقم خوش کمند گردن جان کردهای |