وحشی بافقی (غزلیات)/چون طفل اشک پرده در راز نیستم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۲ توسط Rostamfarokhzad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (چون طفل اشک پرده در راز نیستم)
از وحشی بافقی
'


چون طفل اشک پرده در راز نیستم از من مپوش راز که غماز نیستم
در انتظار اینکه مگر خواندم شبی یک شب نشد که گوش بر آواز نیستم
بیخود مرا حکایت او چیست بر زبان گر در خیال آن بت طناز نیستم
در بزم عشق نرد مرادی نمی‌زدم زانرو که چون رقیب دغا باز نیستم
گر ترک خانمان نکنم از برای تو وحشی رند خانه برانداز نیستم