وحشی بافقی (غزلیات)/گر دیده به دریوزه‌ی دیدار نیاید

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۴۶ توسط Rostamfarokhzad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (گر دیده به دریوزه‌ی دیدار نیاید)
از وحشی بافقی
'


گر دیده به دریوزه‌ی دیدار نیاید دل در نظر یار چنین خوار نیاید
ور دعوی جانبازی عشقی نکند دل بر جان کسی اینهمه آزار نیاید
فرماندهی کشور جان کار بزرگیست نو دولت حسنی، ز تو این کار نیاید
ندهد دل ما گوشه‌ی هجر تو به سد وصل عادت به قفس کرده به گلزار نیاید
با بوی بسازم که گل باغچه وصل بیش از بغل و دامن اغیار نباید
ناپخته ثمر اینهمه غوغای خریدار نو باوه‌ی این باغ به بازار نیاید
بس ذوق که حاصل کند از زمزمه‌ی عشق از وحشی اگر یار مرا عار نیاید