وحشی بافقی (غزلیات)/بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۵۵ توسط Rostamfarokhzad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا)
از وحشی بافقی
'


بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا جز دود دل که بست نفس بر نفس مرا
من سر زنم به سنگ و تو ساغر زنی به غیر این سرزنش میانه‌ی عشاق بس مرا
روزی که میرم از غم محمل نشین خود بهر عزا بس است فغان جرس مرا
زین چاکهای سینه که کردند ره به هم ترسم که مرغ روح پرد از قفس مرا
وحشی نمی‌زدم چو مگس دست غم به سر بودی اگر به خوان طرب دسترس مرا