انوری (مقطعات)/پس دریده بریده پیشی چند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (پس دریده بریده پیشی چند) از انوری |
' |
| پس دریده بریده پیشی چند | که ندیمان حضرت شاهند | |
| از چپ و راست خلق میرانند | که کسی چند پاره در راهند | |
| خدایگانا آنی که دوستدارانت | ز نور رای تو دانم ستاره رای شوند | |
| قبول درگه تو چون بیافتند به قدر | چو ساکنان مجره سپهرسای شوند | |
| به بنده خانهی تو بر امید آنکه مگر | به یمن طائر بختت طربفزای شوند | |
| نشسته چار حریفند شاهد و شیرین | بدانکه تا ز می لعل سرگرای شوند | |
| شرابشان نرسیدست زان همی ترسم | که شاهدان همه ناگاده باز جای شوند | |
| به یک دو ساغر پر شان که دردهد ساقی | به کام بنده همین هر سه چار پای شوند | |
| اگر عزیز کنی شان به شیشهای دو شراب | حریف و بندهی تو تا شراب گای شوند |