انوری (مقطعات)/تابش رای سایهی یزدان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (تابش رای سایهی یزدان) از انوری |
' |
| تابش رای سایهی یزدان | منت آفتاب باطل کرد | |
| آنچه بامن زلطف کرد امروز | دربهار آفتاب با گل کرد | |
| کرمش پایمرد گشت و مرا | منت دستبوس حاصل کرد | |
| خدمت خاک درگهش همه عمر | جان من بنده در همه دل کرد | |
| به خدایی که آب حکمت او | از دل خاک میدماند ورد | |
| دست تقدیر او ز دامن شب | بر رخ روز میفشاند گرد | |
| که رهی در فراق وصلت تو | زندگانی نمیتواند کرد | |
| به خدایی که درسپهر بلند | اختر و مهر و مه مرکب کرد | |
| دایهی صنع و لطف قدرت او | رونق حسن تو مرتب کرد | |
| که جهان بر من غریب اسیر | اشتیاق جمال تو شب کرد | |
| مرکب من که دادهی شه بود | جان فدای مراکب شه کرد | |
| بنده را با پیادگان سپاه | درچنین جایگاه همره کرد | |
| اندر آمد ز بی جوی از پای | رویم از غم به گونهی که کرد | |
| سالها گفت باز نتوانم | آنچه با من فلک درین مه کرد |