انوری (مقطعات)/در جهان چندان که گویی بیشمار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (در جهان چندان که گویی بیشمار) از انوری |
' |
| در جهان چندان که گویی بیشمار | نیستی و محنت و ادبیر هست | |
| وز فلک چندان که خواهی بیقیاس | نفرت آهو و خشم شیر هست | |
| گر ز بالای سپهر آگه نهای | زین قیاسش کن که اندر زیر هست | |
| دورها بگذشت بر خوان نیاز | کافرم گر جز قناعت سیر هست | |
| نام آسایش همی بردم شبی | چرخ گفتا زین تمنی دیر هست | |
| گفتمش چون گفت آن اندر گذشت | گر کنون رغبت نمایی ... هست |