انوری (مقطعات)/ای بزرگی که جود بحر محیط
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (ای بزرگی که جود بحر محیط) از انوری |
' |
| ای بزرگی که جود بحر محیط | در کف چون سحاب تو بستست | |
| مشکل و حل آسمان و زمین | در سوئال و جواب تو بستست | |
| خبرت هست کز جماعی چند | در منی ده شراب تو بستست | |
| با خرد گفتم که دستور جهان | دست میزد گفت چه دستور و دست | |
| دست نتوان خواندن او را زینهار | پنج کان بر پنج دریا میزدست | |
| تو کس خواجهای و هرکه چو تو | کس دیگر کسست همچو خسست | |
| من کس کس نیم به نفس خودم | لاجرم هرکه چون منست کسست | |
| نسبت ما دو تن به عیب و هنر | گر همین هر دو بیش نیست بسست |