خاقانی (غزلیات)/اهل بر روی زمین جستیم نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (اهل بر روی زمین جستیم نیست) از خاقانی |
' |
| اهل بر روی زمین جستیم نیست | عشق را یک نازنین جستیم نیست | |
| زین سپس بر آسمان جوئیم اهل | زان که بر روی زمین جستیم نیست | |
| برنشین ای عمر و منشین ای امید | کاشنایی همنشین جستیم نیست | |
| خرمگس برخوان گیتی صف زده است | یک مگس را انگبین جستیم نیست | |
| گفتی از گیتی وفا جویم، مجوی | کز تو و او ما همین جستیم نیست | |
| بر کمینگاه فلک بودیم دیر | شیرمردی در کمین جستیم نیست | |
| هست در گیتی سلیماتن صدهزار | یک سلیمان را نگین جستیم نیست | |
| ترک خاقانی بسی گفتیم لیک | مثل او سحرآفرین جستیم نیست | |
| در خراسان نیست مانندش چنانک | در عراقش هم قرین جستیم نیست |